باز هم ساعتم خوابید !
باز همسایه روبرو سلامم را پاسخ نداد!
باز هم قاب عکس تو افتاد !
باز کودک همسایه دفتر شعرم را خط خطی کرد!
باز قاب عینکم شکست !
باز یک مرد به من تنه زد !
باز ادمها ...
من کجایم !؟
چشمهایم نمیشنوند!
گوشهایم کور شده اند!
دلم آبله گرفته !
صدایم لال شده...
و احساسم زخمی !
چرا تمام نمیشوم!